پنج شنبه 1 خرداد
نصب پرینتر آقای صابری . پرینتر روی ویندوز 10 نصب نمی شد و نمی شد ست دیفالت بزنیم .
بر روی ویندوز دیگری هم تست کردم نصب نمی شد و درایور هم درست بود .
خلاصه پرینتر را تعویض کردیم درست شد .
شام منزل علی آقا رفتیم و آبگوشت میل کردیم . هوا خنک شده است .
جمعه 2 خرداد
همسرم را بردم رسوندم استخر سونا با شکوفه خانم. تالار شارژ اعتبار نداشت .
ناهار منزل پدرم رفتم و حجت عمو هم بود و تن ماهی میل کردیم .
نمایشگاه گل رفتیم و گل رز برای باغچه خریدم 350 و بنجامین برای راهرو 50
سوسیس هات داگ پنیری خردیم و شام میل کردیم . باگت دانه ای 10 هزار تومان
شنبه 3 خرداد
صبح رفتیم تامین اجتماعی و مادرم آزمایش خون و ادرار داد . یک ساعتی طول کشید . بعضی از آزمایش ها از جمله ویتامین دی و روماتیسم را اونجا نداشت و اومدیم دانش و یک میلیون سیصد دادیم و 9:30 بود رسیدم خانه .
با همسرم 6 تا گل رز که خریده بودیم را در باغچه کاشتیم . کار نسبتا سختی بود و گل به راحتی از گلدان بیرون نمی آمد .
با ناهید خانم شنبه بازار رفتیم . توت فرنگی 120 - سیب 60 - خیار 40 - زردآلو 100 خریدیم
پیش آقای رازقی رفتم و فهمیدم که آچار جک من اشکال داره و آچار اونها خوب بود و 300 قیمتش بود . رفتم پیش آقای محمودی و گفتم که یک نفر بیاد سوکت بزنه و من آی پی بدم . کابل ها را کشیدم و اومدم .با تاکسی برگشتم منزل ساعت 21
نمی دونم این کابل ها را چه قدر و چه اندازه خرید کرده اند که توی بازار زیاده . رنگش قشنگه اما به راحتی جک نمیخوره و خسته کننده است برای من . با کابل های NWP من به راحتی جک می زدم اما برای این کابل ها درمانده بودم .
کابل مورد تایید خودم که عاشقش هستم این است :
NWP cat 5E plus UTP-solid type
با سوکت NWP عالی کار میکنه و فوق العاده است .
یک شنبه 4 خرداد
خنک شدن هوا
ساعت 19:30 رفتیم منزل حاج غلام حالش را بپرسیم . با پدرم و ناهید خانم و مادرم و ساعت 21 برگشتیم
دو شنبه 5 خرداد
خنک شدن نسبی هوا
نصب برنامه مطلب روی کامپیوتر ها . نسخه 2011 مطلب فقط بر روی ویندوز 32 بیتی نصب می شود . نسخه 2012a بر روی ویندوز 64 بیتی نصب می شود .
سه شنبه 6 خرداد
دریافت جواب آزمایش از دکتر دانشی
فن گستران رفتم و آی دادم به کامپیوتر ها
قسط بیمه دادم به حامد
منزل پدرم رفتم
چهارشنبه 7 خرداد
مادرم و ناهیدخانم رفتیم تامین اجتماعی و دکتر آزمایش مادرم را نگاه کرد و گفت خوبه
نصب مطلب بر روی کیس و تحویل به مدرس .
وزش باد و گردو خاک شدید در ساعت 19 و شکسته شدن بعضی درختها .
شام منزل علی آقا رفتیم و کله جوش میل کردیم .
آقا مهدی کارت دعوت سجاد را آورد .
پنج شنبه 8 خرداد
با همسرم رفتیم منزل پدرم و سوارشون کردیم تا ببریم ایستگاه راه آهن و بدرقه کنیم برای مشهد . ساعت 21 قطار رسید و ما 8:20 اونجا بودیم . 20 دقیقه توقف داشت و بعد راه افتاد . جواد هم با ماشین مهرناز اومد .
بعد ش رفتیم منزل علی آقا و شام بال و بازوی مرغ که در فر برقی پخته شده بود میل کردیم .
جمعه 9 خرداد
شام کنسرو ماهی میل کردیم و در منزل بودم و استراحت کردیم .
هایپر رفتیم و بر گشتیم
شنبه 10 خرداد
بانک ملت رفتم و پول پدرم را براش واریز کردم .
نظافت منزل بود و به ایشان نسکافه دادم و خورد .
از شنبه بازار خرید کردم . موز 130 - خیار 50 - سیب 65 درهم - هندوانه 25
ساعت 13:30 حرکت کردیم . 110 کیلومتر رفتیم و 14:45 رسیدیم سرچشمه . اسممون را گفتیم کارمند رستوران نوشت و ساعت 15:30 بود رفتیم داخل و ناهار میل کردیم . مرغ 270 - برنج 110 - نوشابه 30 - جمعا 525 شد .
آخرین باری که در این رستوران غذا خوردم مهر 1403 بود با پدرم رفتیم . سرویس بهداشتی هم کنار رستوران اضافه کردند
بعد رفتیم پارک شهید اقبالی رودبار و استراحت کردیم و رودخانه را دیدیم و در پارک منجیل وایستادیم و به سد نگاه کردیم و آرامش خاصی داشت و بسیار دلنشین بود و نوشابه میل کردیم و 19:30 بود راه افتادیم و ساعت 21 رسیدیم . رفت و برگشت 230 کیلومتر رانندگی کردم . کولر هم روشن کردم . خدا را شکر ماشین راحت بود و عالی بود .42 هزار هم عوارض خودرو شد که پرداختم .
منزل ناهید خانم رفتیم و میوه میل کردیم و خانه مامان را چک کردیم و ساعت 22:30 رسیدم منزل و تماشای فینال لیگ قهرمانان اینتر و پاریس که اینتر 5 بر 0 شکست خورد و سیر بودم و میل به شام نداشتم و خوابیدم .
یک شنبه 11 خرداد
قرص کلیندیوم سی خریدم یک ورق 16000
شب ساعت 21 رفتم منزل بتول خانم و فرم بیمه تکمیلی گرفتم برای ماد و پدرم . سالیانه 5300 می شود . 1400 باید اول پرداخت شود و هر سه ماه مابقیش پرداخت شود و تا دی باید تسویه شود .
هوا امروز گرم بود و با موتور که می رفتم کاملا گرمای هوا مشخص بود .
منزل پدرم سر زدم و باغچه را آب دادم و درب را شستم که خاکی بود .
دو شنبه 12 خرداد
دریافت رمز سوالات الکترونیکی
گرمی هوای که با موتور مشخص بود
پاک کردن سیر پدرم یک ساعت وقت برد
سه شنبه 13 خرداد
ساعت 7 از خانه زدیم بیرون با همسرم . ساعت کاری از 6 هست اما تا تخم مرغ را بخوریم و آماده بشیم شد 7 . همسرم رفت کارنامه را بده به بچه ها و خودم رفتم بانک ملی کارگشایی برای گرفتن طلا . خوشبختانه خلوت بود و زیادی معطل نشدم . هشت میلیون ششصد پرداخت کردم و رفتم باجه 9 طلا را تحویل گرفتم .
برای نگهداری هر گرم طلا 42000 می گیرند برای یکسال . من تسویه کردم و اومدم خانه .
جلسه توجیحی مدیر آموزش و معاون آموزش هم اینترنتی ساعت 9 برگزار شد .
نصب دو تا مخزن برای آزمون
چهار شنبه 14 خرداد
صبح رفتم بازار و ساعت 10 بود و زردآلو خریدم 120 - خیار 40 - هندوانه 25 - و رفتم منزل پدرم و میوه را شستم و در یخچال گزاشتم و حیات و جلوی در را جارو کردم و گل ها را آب دادم و ساعتت 13 رسیدم منزل خودمون .
کباب کوبیده را ناهار با همسرم میل کردیم و خوابیدم .
ساعت 17 رفتم ایستگاه راه آهن و قطار هم نیم ساعت بعد رسید . خلاصه همگی اومدیم منزل پدرم و کیسه پدرم را عوض کردم و ساعت 8 اومدم منزل خودمون .
ساعت 22 هم رفتیم منزل علی آقا و دیماج میل کردیم . هوا بسیار خنک بود و من کاپشن پوشیده بودم
تلفن ایستگاه مشهد 05132224681 جهت اطلاع از ساعت حرکت قطار و تاخیرها - البته اگر بلیط به نام خریداری شده باشه از سایت و تلفن داده باشید ، تاخیر قطار پیامک میشه . اگر از دفتر آژانس بلیط بخرید ، پیامک نمی آد و باید زنگ بزنید یا آژانس زنگ بزنه . داخلی 3000 هم از شماره 32004230 جواب میده .
پنج شنبه 15 خرداد
ساعت 11 بود علی آقا اومدند و با ماشین ایشون رفتیم تالار جشن نامزدی سجاد را ببینیم . هوا بسیار خنک بود و عالی . تالار را دیدیم و رفتیم امامزاده اباذر و نماز خوندیم و ساعت 14 رسیدیم منزل .
منصوره خاله عصر اومده بود منزل ناهید خانم و من هم رفتم و بیسکویت هیت شیرین عسل خردیم 108 و بردیم . قاسم دایی و منصوره خاله هم شیرینی خریده بود . در اونجا با آقا رضا شیشه روشنایی خرپشتک را با هم عوض کردیم که شکسته بود و اومدیم منزل شون و عصرانه آش و سالاد ماکارونی میل کردیم و صحبت کردیم . بازی فوتبال ایران و قطر را نشد ببینم .
شب هم ساعت 11 رفتیم منزل علی آقا و غذای نذری پسرعموی علی آقا را گرفتیم و اومدیم خانه . هوا سرد بود و من پکیج را روشن کردم .
جمعه 16 خرداد
بعدازظهر بود که دیدم حالم خوب نیست و حالت تهوع داشتم و میل به غذا نداشتم شام رفتیم منزل پدرم . ساعت 8 شب اونجا بودیم . اونجا هم باز میل به غذا نداشتم . شام تن ماهی بود و من نخوردم از درد به خودم می پیچیدم و نمی تونستم هم بخوابم . بعد از شام مادرم بالا آورد و استفراغ داشت . رنگ و روش پریده بود . خودم هم حال نداشتم . ساعت 11 شب بود رفتیم درمانگاه امام خمینی و دکتر برای مادرم سرم با 4 تا آمپول و برای من دو تا آمپول نوشت و تزریق کردیم و ساعت 12 رسیدیم منزل و خوشبختانه بهتر شدم .
شنبه 17 خرداد
شب را به لطف آمپول ها خوب خوابیدم و کمی بیحال بودم و باید سر کار می رفتم و اولین روز امتحانات بود . خلاصه رفتم اما حالت تهوع داشتم . قرص ضد تهوع خوردم و کمی کسل و بیحال بودم تا بالاخره رفتم خانه و خوابیدم و شب شام مختصری خوردم و خوابیدم .
پدرم هم رفت مطب دکتر امینی و سرم زد . او هم حالش خوب نبود و فشارش پایین اومده بود . نوبت را صبح ساعت 8 از منشی آقای امینی گرفتم .
یک شنبه 18 خرداد
تماشای فینال لیگ اروپا و پیروزی پرتغال برابر اسپانیا در پنالتی در ورزشگاه مونیخ .
رونالدو در دقیقه 90 تعویض شد اما به بازیکنان روحیه داد تا در پنالتی پیروز شوند .
دوشنبه 19خرداد
بعد از رسیدن به منزل و خستگی خوابیدم و شب ساعت 21 رفتم منزل پدرم . جواد آقا هم بود .
تخمه هندوانه گلپری 320 خردیم و پسته 880 از آجیل میلاد مقابل بوستان الغدیر و رفتم منزل .
سه شنبه 20 خرداد
هوای خنک خردادماهی
صبح که از خواب بیدار شدم چشم هایم درد می کرد . شب رفتم مغازه آقا هادی و عینکم را برایم درست کرد .
پدرم رفتند تهران با حاج غلام برای عیادت پسرخاله
تماشای فوتبال ایران و کره شمالی و پیروز سسه بر صفر ایران
چهارشنبه 21 خرداد
منزل پدرم رفتم و 1200 سود بانکی را دادم به ایشان .
شام منزل علی آقا رفتیم و در پشت بام آبگوشت میل کردیم .
پنج شنبه 22 خرداد
پول موبایل را برای آقا مجید واریز کردم . آخرین قسط موبایل
صبح پول برنج را برای حمید آقا واریز کردم . یک میلیون
کتانی های خودم را شستم . بار دوم بود که کتانی را می شورم . بدی کتانی سفید همین هست که زود کثیف میشه .
جشن سجاد رفتیم . ساعت 19 رسیدیم و ساعت 1 برگشتیم . سه میلیون هدیه دادیم . علی آقا 10 میلیون . شام سرو سرویس بود و 8 رقم غذا بود . سالاد خیلی تنوع داشت و هوا تقریبا خنک بود .
جمعه 23 خرداد
تخم مرغ خریدم 145 - به پدرم هم دادم . منزل پدرم رفتم .
شام هم رفتیم منزل علی آقا و در پشت بام دیماج میل کردیم با هندوانه . هوا خوب بود وزش باد کم بود مثل هفته پیش نبود .
شنبه 24 خرداد
شنبه بازار رفتم . سیب زمینی جدا کرده 25 - زردآلو درهم 80 - خیار جدا کرده 30 - زیتون 175 - هویج 60 - بادمجان 40
منزل پدرم رفتم و خیار و طالبی را تحویل دادم و رفتم لوازم آرایشگاه را با همسرم تحویل دادیم و رفتیم منزل . هوا گرم بود و کولر ماشین روشن کردم .
با موتور رفتیم مغازه آقا هادی و تلق عینک را به ایشون تحویل دادیم و شام هم بروستد خوردیم . 195 بورستد لارج و دوغ آبعلی 27
یکشنبه 25 خرداد
امتحانات الکترونیکی لغو شد اما حضوری برقرار بود .
تیم والیبال ایران اوکراین را شکست داد . مسابقات در ریودوژانیرو برزیل برگزار می شود .
هوا گرم شده و وقتی با موتور رانندگی می کردم کاملا گرمای هوا را حس می کردم .
دوشنبه 26 خرداد
تعمیر گیرنده دیجیتال پدرم . بردم مغازه و همان جا خازن ها را برایم عوض کرد و 300 گرفت و بردم منزل و نصب کردم و کار میکنه 02833226107 آراد الکترونیک - جنب کله پزی
شب شام را کوکو سیب زمینی میل کردیم و رفتیم منزل پدرم برای خواب .
سه شنبه 27 خرداد
هوا گرم بود وبا موتور رفتم سر کار
خرید ماکارونی سمیرا 33 تن ماهی پولک 99 و روغن مایع 105 بستنی لیتری 85 و نوشابه 47 از فروشگاه برکت
ایمیل دادم به کیمیا خانم و آقا رضا و جواب دادند .
چهارشنبه 28 خرداد
امتحان آقا سلیمان را به صورت مجازی انجام دادم .
منزل پدرم رفتم و براشون زردآلو 120 و طالبی 50 خریدم و تحویل دادم .
شام رفتیم منزل علی آقا و کباب پخته شده در فر برقی میل کردیم .
پنج شنبه 29 خرداد
امتحان دوم سلیمان را دادیم .
شام رفتیم منزل علی آقا و ران مرغ که در توستر برقی پخته شده بود میل کردیم .
جمعه 30 خرداد
منزل پدرم رفتم .
از فروشگاه پلاسکو اسفنج یدک طی خریدم 150 و وصل کردم به طی و خوب نصب شد و کیفیت خوبی داره
شام منزل علی آقا رفتیم و خورشت کرفس میل کردیم .
شنبه 31 خرداد
زبان انگلیسی مطالعه کردم . تکتیس فور لیسنینگ
ساعت 10 با اتوبوس که کولرش روشن بود و خنک ، رفتم تچهیزات پزشکی و خرید لوازم پدرم را انجام دادم 360 پرداختم.
با ماشین ساعت 12 رفتم خرید میوه . طالبی 35 خردم که که 25 هم بود اما من موقع برگشت در کنار میدان دیدم . سیب 100 و زردآلو 80 ، خیار بوته جدا کرده 55 ، گوجه 30 ، قارچ 100 ، بامیه ریز 120 ، بادمجان 50 ، سیب زمینی جداد کرده 35 ، پیاز 30 . خرید ها را انجام دادم و میوه پدرم را تحویل دادم و اومدم خانه لوبیا را میل کردم . همسرم با شکوفه خانم رفته بود استخر .
شام هم در منزل میل کردیم و خریدها را جابجا کردیم و صداتو را تماشا کردیم .
دوشنبه 1
سه شنبه 2
چهارشنبه 3
پنج شنبه 4
شام منزل علی آقا رفتیم و آبگوشت میل کردیم
جمعه 5
مادرم قم و جمکران رفت صبح و آقاجان را آوردم منزل خودمون و ناهار میل کردیم
مزار پدر شوهر ندا - هوا گرم بود
شنبه 6
خرید میوه از شنبه بازار
سیب درهم 60 - پرتغال 50 - خیار و گوجه 25 - توت فرنگی 150 - نخود فرنگی 45 -
یک شنبه 7
دو شنبه 8
سه شنبه 9
هوای خنک و بارانی
شام منزل علی آقا رفتیم و شیر موز و کوبیده داخل فر پخته شده میل کردیم
چهارشنبه 10
روز معلم همسرم کادو گرفت . شش میلیون و چهارصد و گلدان و کیک و من هم یک میلیون هدیه دادم
اینتر با بارسا بازی کرد و طارمی هم بازی کرد . 3 بر 3 مساوی
پنج شنبه 11
شام منزل علی آقا رفتیم و آبگوشت میل کردیم
جمعه 12
نوبت دکتر چشم گرفتم برای آقا رضا-
ظهر رفتیم بوستان الغدیر و ماکارونی میل کردیم .مکارونی 500 گرمی لوله ای برای 4 تا 5 نفره عالیه .
استخر رفتم
شام منزل علی آقا و ماهی میل کردیم و تراکتور شمس آذر را برد و قهرمان لیگ شد
شنبه 13
بانک مهر رفتم و کارمند ثبت کردم مدارکم را و تحویل گرفت اما پیامک تکمیل قرار داد را میزنم قبول نمیکنه و گفت بعدا بزن
قطع برق ساعت 9 الی 11
خرید نان تنوری - نانوایی موتور برق داشت - عمو حیدر
خرید پد ظرفشویی خورشیدی کاکتوس و ابر استیل ظرفشویی از جهاد - بسیار از پدها جنس خوبی ندارند و خیلی زود پاره می شوند .
با موتور رفتم الکتریکی و فیوز 16 آمپر خریدم 130 و 30 فازمتر-
فن گستران رفتم - رگبار باران و وزش باد زیاد بود
شام منزل پدرم فسنجان میل کردم و رفتم دنبال همسرم
شب هم همسرم را رسوندم تالار و برگشت هم همکارانش را رسوند خانه عزیزی و قاسم زاده
یک شنبه 14 اردیبهشت
دوشنبه 15 اردیبهشت
جلسه در آمفی تئاتر - ساعت 10 الی 13
فیوز مینیاتوری را تعویض کردم .
قطع برق از ساعت 17 الی 19
آرایشگاه محمد رفتم . 170 پرداخت کردم
سه شنبه 16 اردیبهشت
بانک مهر رفتم برای رفع مسدودی همراه بانک همسرم که گفت باید صاحب حساب بیاید .
الکتریکی نوربخش رفتم و محافط الکتریکی خریدم 450 و دو تا لامپ شمعی 7 وات شد 70
اینتر با درخشش مهدی طارمی 4 بر 3 بارسلونا را شکست داد . طارمی پاس گل 4 را به فراتزی داد و یامال را خوب مهار کرد .
چهارشنبه 17 اردیبهشت
شام منزل علی آقا رفتیم . هوا خنک بود و من کاپشن پوشیده بودم .
پنج شنبه 18 اردیبهشت
بانک مهر رفتم . بسته بود . 5 شنبه ها ادارت تعطیل شدند .
جمعه 19 اردیبهشت
ناهار رفتیم منزل محبوبه و خورشت آلو با مرغ میل کردیم . 12:30 رسیدیم و 18 برگشتیم .
شنبه 20 اردیبهشت
خرید میوه - سیب سفید درهم 60 - کاهو و هویج 35 - خیار و گوجه 40 - توت فرنگی 130 - برای خودم و پدرم خریدم و تحویل دادم
عصر رفتم آقا هادی شیشه عینک را جا زد و 5 عدد یوروستومی خریدم و 4 تای قبلی را تعویض کردم -
خرید آویشن و هل و نعنا از هاشمیان با موتور رفتم
همسرم را بردم درمانگاه رازی - 210 ویزیت - 206 دارو - 150 تزریق و سرم
تدریس رفع اشکال اکسل و نصب واتس آپ روی لپ تاپ ، اتصال موبایل به لپ تاپ و خارج کردن اطلاعات - رمضانی 150 گرفتم
یک شنبه 21 اردیبهشت
هاب دفتر محمد را آوردیم بیرون اتاق و در رک نصب کردیم .
دو شنبه 22 اردیبهشت
منزل پدرم رفتیم و جواد آقا هم بود و قرمه سبزی میل کردیم
سه شنبه 23 اردیبهشت
چهار شنبه 24 اردیبهشت
کافی نت کهکشان رفتم و برایم وام را تایید کرد و 25 دادم .
بنزین زدم و مرغ شمال میخواستم تا ساعت 10 نیومده بود و باید 12 بروم و بخرم
شام منزل علی آقا رفتیم و کباب ترکی پخته شده در فر میل کردیم
پنج شنبه 25 اردیبهشت
قرار بود شب برویم پارک با ناهید خانم و ماکارونی ببریم اما از صبح هوا خنک شده بود و باد می وزید و در شب هم ادامه داشت و برای همین پارک را لغو کردیم و رفتیم منزل علی آقا و پیتزا میل کردیم . هوا به قدری سرد بود که کاپشن پوشیدم .
جمعه 26 اردیبهشت
صبح ستعت 10 رفتیم با پدرم و مادرم امام زاده حسین و من برنج خریدم 10 کیلو 2100 و بازارچه رفتیم و خرید کردیم . آلوچه 100 - توت فرنگی 120 - سیر تازه 65 -
قسط مسکن را پرداخت کردم
حمیدرضا گردن عمل کرده بود و ساعت 15:30 بود که سه عدد آب میوه آلبالو ، پرتغال ، آناناس خریدیم 150 و با شکوفه خانم که موز و سیب خریده بود رفتیم ملاقات . قصد داشتم بعد از ملاقات بروم استخر که دیگه دیر شد و نرفتم . و بستنی آی سودا میل کردیم دانه ای 30 و رفتیم منزل خودمون .
شنبه 27 اردیبهشت
از امروز ادارات و مدارس ساعت 6 صبح شروع به کار می کنند . همسرم را رسوندم و امدم منزل و صبحانه میل کردم و دوباره رفتم دنبالش و رفتم بانک تا فراموشی رمز و همراه بانک را برایم درست کنه و درست کرد و وام را پیگیری کردم و گفت واریز می کنه و ساعت 16 بود واریز کرد . 47 میلیون واریز کرد 5 ساله و قسط ماهیانه 880 .حدود دو میلیون کارمزد دارد و مابقی اقساط 60 ماهه هست .
بیمه ماشین هم کارمند بیمه گفت داره به روز رسانی میکنه و برم جای دیگه بیمه کنم و من را حسابی بعد از سه روز پیچوند اولش گفت برای من پیام در واتس آپ بده تا بیمه نامه را صادر کنم و فایلش را بفرستم و وقتی پیام دادم جواب نداد و انگار نه انگار حتی زحمت نداد به خودش تا پیام را باز کنه . دیگه از بیمه پاسارگارد بیمه نمی خرم چون اون یک خورده اعتمادم هم از این بیمه رفت . خدایا شکرت که به خودت وابسته ایم و نه به بنده تو . خدایا شکرت . خلاصه رفتم بیمه کوثر در هوای گرم و ترافیک شهری ماشین را بیمه کردم با عزت و احترام و دو قسطی کردم . بیمه کوثر هم مودب بود و هم کار راه بینداز . ارزن برای طوطی خریدم 40 و کتان ایرانی 80 -
یک شنبه 28 اردیبهشت
همسرم را ساعت 21:30 بردم درمانگاه امام و ساعت 23:30 برگشتیم منزل
دو شنبه 29 اردیبهشت
معاینه فنی را گرفتم 285 برای بنزینی بود و 415 دوگانه سوز
اداره شهرداری رفتم و قبض پسماند را گرفتم و پرداخت کردم - 78 و 230
منزل پدرم رفتم
سه شنبه 30 اردیبهشت
پدرم دکتر چشم در تامین اجتماعی رفت و زهرا خانم نوبت گرفت
دریافت حقوق
چهارشنبه 31 اردیبهشت
ناهید خانم مادرم را برد دکتر داخلی ویزیت کرد و آزمایش نوشت
استخر رفتم ساعت 20
شام رفتیم منزل علی آقا و ماهی سرخ شده در فر میل کردیم
جمعه 1 فروردین 1404
بارش باران که بسیار خوب و تند می بارید و کامل شهر را خیس کرده بود .
ساعت 18 بود که رفتیم حلیم پزی سخر و برای خودم و پدرم حلیم خریدم و بارش باران را داشتیم .
ساعت 21:30 رفتیم منزل پدرم عیددیدنی و جواد آقا هم اومد .
به دلیل بارش های سیل آسای بهاری ، از فاضلاب آشپزخانه مادرم آب بالا زده بود و فرش خیس شده بود . فرش با کمک همسرم تمیز کردیم و رفتیم منزل .
شنبه 2 فروردین 1404
حوالی ظهر بود با مادرخانم و شکوفه خانم و همسرم رفتیم در سطح شهر تا کالابرگ را خرید کنیم . هایپر کیپر رفتیم و بسته بود چون شهادت امام علی بود . هایپر می رفتیم و مادرخانم قابلمه خرید و از بازار خرید کردیم . پرتغال 60 و 70 بود و سیب قرمز 100 و 110 و سیب سفید 120
منزل علی آقا رفتیم و بال میل کردیم و 300 عیدی دادند .
یکشنبه 3 فروردین 1404
خرید نان سنگکی از حکمت 60
دوشنبه 4 فروردین 1404
فروشگاه هایپر کیپر رفتیم .
باقلوا خریدم از پرستو 480
آجیل خریدم از خانم حسینی 600
شام منزل ناهید خانم و قیمه نثار میل کردیم . قاسم دایی هم بودند .
سه شنبه 5 فروردین 1404
بانک پارسیان رفتیم با پدر. برای فعال کردن پیامک
خرید نان با پدرم برای جواد
تیم فوتبال ایران با تساوی 2 بر 2 برابر ازبکستان به جام جهانی صعود کرد . گل ها طارمی
ساعت 21 رفتیم منزل حاج غلام و نبودند و رفتیم منزل منصوره خاله .
هوا سرد شده است .
چهارشنبه 6 فروردین 1404
شام منزل علی آقا و دنده سرخ شده در توستر میل کردیم .گوشت دنده را علی آقا از هایپر خریده بود و در توستر پخت و میل کردیم .
پنج شنبه 7 فروردین 1404
همراه بانک ملت درست کار نمی کرد و رفتم بانک ملت مجدد برایم نصب کرد و درست شد .
خرید میوه از بازار - خیار 55 -
پرتغال از فلکه سوم کوثر 60 - سیب سفید 80
بانک پارسیان رفتیم و کارت را با پدرم تحویل گرفتیم . باقلوا پیچ خریدم 700 گرم 300 هزار
بعد از افطار منزل محبوبه رفتیم با ناهید خانم 20 الی 22.15
شام رفتیم منزل علی آقا و آبگوشت میل کردیم .
جمعه 8 فروردین 1404
نظافت منزل و آماده سازی لوازم خوراکی برای میهمانی
ادیت ویدئو برای میهمانان با کامتاسیا
ساعت 20:35 دنبال پدرم رفتیم و ساعت 21 داخل تالار بودیم . سفارش غذا دادیم و اول سوپ و سالاد را آورد و ساعت 21:30 هم جوجه بروستد را آورد و میل کردیم .
22:15 از تالار درآمدیم و رفتیم منزل و چای و میوه میل کردیم و ویدیو دیدیم و من نفری 50 عیدی دادم و ساعت 12 میهمانان رفتند .
سه میلیون یکصدو هشتاد شد .
تالار خورشید 02833333150
شنبه 9 فروردین 1404
منزل حاج حسین رفتیم و بازدید داشتیم . مریم خانم دختر حاج خسین هم بودند .
یک شنبه 10 فروردین 1404
صبح ساعت 11 رفتم صف نان لواش تنوری و ساعت 12 تعداد 25 عدد نان خریدم برای ویلای آقا رضا
ساعت 18:30 لوازم را آماده کردیم و رفتیم منزل علی آقا و افطار کردیم و عید فطر فردا اعلام شد و بعد از سرو چای شیرین و نان و پنیر راه افتادیم رشت . دقیقا بازی پرسپولیس و شمس آذر داشت شروع می شد که ما حرکت کردیم . نزدیک عوارضی رشت تا سه راهی سنگر ترافیک سنگین بود . خلاصه از سنگر نرفتم و رفتم رشت و کنار ترمینال شام خوردیم و دوباره راه افتادیم و ساعت 1:30 بود رسیدیم ویلای آقا رضا .
دوشنبه 11 فروردین 1404
بعد از صبحانه ساعت 12 راه افتادیم به سمت هایپر می تنکابن . ترافیک طبق معمول در رامسر بود . من در هایپر می شلوار ورزشی خریدم 599 و ساعت 15 برگشتیم ویلا و ساعت 18 ناهار میل کردیم .شام هم میرزاقاسمی میل کردیم .
01122245074 هایپر می سنتر خزر تنکابن
سه شنبه 12 فروردین 1404
صبح رفتم سنگک خریدم . دانه ای 22 . 6 عدد سنگک ساده خریدم شد 132. کنجد داره 30 بود دانه ای . و صبحانه را میل کردیم . استخر پرورش ماهی رفتیم و ماهی قزل خریدم کیلویی 280 و اومدیم ویلاو
مجدد رفتیم و اوزون برون خردیم .نزدیک 11 کیلو بود و علی داداشی پاک کرد . ناهار هم ماهی میل کردیم و شام هم بال کباب .
تماشای فیلم فال سال نو با گوشی آقا رضا از سرگرمی های این روز بود که انجام دادیم . تلویزیون طبقه همکف ال جی بود و به راحتی به گوشی موبایل وصل می شد اما تلویزیون اتاق بالا ایکس ویژن بود که باید از اینترنت برنامه مخصوص را دانلود می کردیم و بعد با موبایل وصل می شدیم عکسش را گزاشتم .
به نظر تکنولوژی این تلویزیون برای سال های 1395 باشه . الان تلویزیون ها نیازی به برنامه جانبی ندارند .
چهارشنبه 13 فروردین 1404
ساعت 8 رفتم نان بخرم که کلیه مغازه ها بسته بود . بنزین زدم با کارت شکوفه خانم و راه افتادیم . جاده خلوت بود و بسیار هوا خوب بود . فقط سروان ترافیک داشت که آن هم گیلانی ها بودند که سیزده بدر می رفتند . این بار از سیاهکل آمدم و جاده خوبی داره و قسمت ورودی به جاده رشت را درست کردند اما بسته بود . حدود 25 کیلومتر و 30 دقیقه از رشت نزدیک تر میشه . ساعت 11 بود عوارضی رشت صبحانه خوردیم . تخم مرغ آبپزی که حسن آقا درست کرده بود و و کلوچه فومن که دانه ای 20 شده بود 01334669470 از علی کوچولو و کلوچه 12 تایی خریدم از داخل فروشگاه حاج صفری و پسران 01334674813 که شد 125000 برای پدرم خریدم و ساعت 14 رسیدیم منزل . حدود 260 کیلومتر را در 6 ساعت با استراحت رانندگی کردم .
پنج شنبه 14 فروردین 1404
شام منزل علی آقا رفتیم و اوزون برون را میل کردیم . از قندیل آب هویج خریدم 90 . غذا در توستر برقی پخته شده بود .
به نظر من اوزون برون طعم خیلی خاصی نداشت و باید خوب مزه دار بشه . مشابه جوجه کباب هست اما طعم اون را نمیده ولی چربیش زیاده .
جمعه 15 فروردین 1404
ساعت 12 با پدرم رفتیم منزل منصوره خاله و ساعت 13 رفتیم منزل پسرعمو حسین
بارش باران در عصر
شنبه 16 فروردین 1404
خرید نان تنوری از کوثر
خرید میوه از شنبه بازار - گوجه 40 - خیار 30 - شنبه بازار کامل نیومده بودند و رفتم فلکه سوم کوثر و پرتغال خریدم 55 و سیب زمینی 70 - پیاز 25 -
بارش باران در شب و رگبار و تگرگ
یک شنبه 17 فروردین 1404
آغاز روز کاری با همکاران ملاقات کردیم در مقابل مسجد و شسیرینی میل کردیم و از رئیس 10 تومان عیدی گرفتم
هوا صاف و تمیز بود و شام رفتیم منزل علی آقا و تولد را به ایشان تبریک گفتم و کیک یزدی بردیم و شیر موز خوردیم و شام هم خورشت کنگر میل کردیم و ستایش را تماشا کردیم .
دو شنبه 18 فروردین 1404
شبکه مرکز رشد قطع بود . مراجعه کردم و یکبار کابل اصلی را کشیدم بیرون و به هاب وصل کردم و مجدد زدم به سویچ و درست شد .
سه شنبه 19 فروردین 1404
نسخه کامتاسیا 2019 را از ابزار وردپرس دانلود کردم و در کامپیوترم نصب کردم . نحوه فعال سازی و کرک را هم از آپارات که لینکش اینجا هست را دیدم خیلی خوب توضبح داد . نحوه غیر فعال کرد آنتی ویروس ویندوز10 و نحوه نوشتن دستور در فایروال را هم گفته بود .
نصب کامتاسیا با کرک کردنش نیم ساعت وقت گرفت .
https://www.aparat.com/v/i2000sw
چهارشنبه 20 فروردین 1404
قسط موبایل آقا مجید یزدی را هم واریز کردم . 2500000
تالار خورشید پیامک داده بود که 240 تومان به شما اعتبار اختصاص داده شده . برای همین با همسرم رفتیم و شام بروستد فیله مرغ سفارش دادیم و میل کردیم .
پنج شنبه 21 فروردین 1404
شام منزل پدرم بودیم . ساعت 20 رفتیم و تا 23 اونجا بودیم . مرغ میل کردیم و مهتاب و ناهید خانم هم صحبت کردیم . رادمهر هم بود .
بعد از شام 23:30 رفتیم منزل مهدی دایی عید دیدنی . آقا مطصفی و محمود آقا هم بودند و همسرم 100 عیدی گرفت .
جمعه 22 فروردین 1404
ورزش صبحگاهی با دوچرخه خرید بربری
استخر رفتم .تخته شیرجه نصب شده بود .
شام سنگک خریدم و رفتیم منزل علی آقا و آبگوشت خردیم .
شنبه 23 فروردین 1404
خرید میوه از شنبه بازار برای خودم و پدرم .
منزل پدرم رفتم و داروهای چشم مادرم که دکتر نوری رفته بود را دیدم . دکتر 4 تا قطره داده بود و گفته بود که شش ماه آینده بیایید فعلا عمل نیاز نداره .
آقا رضا هم دکتر گوش قطره ریخت و جرم گوشش را خالی کرد و گفت عفونت داره و هفته بعد مراجعه کنید .
یکشنبه 24 فروردین 1404
پرداخت نظافت منزل 500
همسرم را بردم درمانگاه امام خمینی 21-23
ویزیت با دفترچه تامین اجتماعی 92 بود . دارو 206 شد . 54 تزریقات
دوشنبه 25 فروردین 1404
پرداخت قبوض برق و گاز منزل
سه شنبه 26 فروردین 1404
وزش باد - هوا آفتابی
چهارشنبه 27 فروردین 1404
وزش باد و سرمای سرما
تماشای پایتخت
اینتر با بایرن مساوی کرد و رئال از آرسنال شکست خورد
پنج شنبه 28 فروردین 1404
وزش باد و سرمای هوا
شام منزل علی آقا رفتیم و ناگت مرغ با بال و بازوی پخته شده در فر میل کردیم
جمعه 29 فروردین 1404
شنبه 30 فروردین 1404
مادرم را بردم دکتر آذریون ، متخصص روماتولوژی - آزمایش روماتیسم نوشت 27 مورد
زمایش دانسیومتری سنجش استخوان نوشت و 10 جلسه فیزیوتراپی پای چپ و کمر
خرید میوه از شنبه بازار
بنزین آزاد زدم
منزل پدرم رفتم و موتور سوار شدم
یکشنبه 31 فروردین 1404
چهارشنبه 1 سفند
پنج شنبه 2 اسفند
شام منزل پدرم بودیم و قاسم دایی هم بودند با جواد آقا و قرمه سبزی میل کردیم .
جمعه 3 اسفند
شنبه 4 اسفند
تعطیلی ادارات و دانشگاه ها
خرید گوشت برای خودم -2300-دو کیلو چرخی - دو کیلو خورشتی
خرید گوشت برای پدرم 3370- دو کیلو چرخی - دو کیلو خورشتی - یک کیلو آبگوشتی گردن
یک شنبه 5 اسفند
دوشنبه 6 اسفند
تعطیلی ادارات و دانشگاه ها ولی من سر کار رفتم برای ثبت نام - 10 الی 14
فروشگاه هایپر می رفتیم با همسرم و قابلمه عروس سایز 26 با تخفیف 1250 بود و اومدیم از یونیک آقای رنجبری با همان قیمت خریدیم .33675770
شام منزل علی آقا رفتیم و باقالی قاتوق خردیم .
هوا بسیار سرد بود
سه شنبه 7 اسفند
تعویض روغن - روغن اسپیدی - فیلتر سرکان 180 - فیلتر هوا . فیلتر کابین را باد گرفتیم شد 790
هوا خیلی سرد بود و سه ماشین جلوی من بودند .
شام منزل علی آقا رفتیم و کله جوش میل کردیم .
چهارشنبه 8 اسفند
هوا سرد - منفی 8
تعطیلی ادارات و مدارس و دانشگاه ها
پنج شنبه 9 اسفند
روال عادی ادارات و دانشگاه ها
ادامه ثبت نام کارشناسی پیوسته بدون کنکور
شام منزل پدرم بودیم و فسنجان میل کردیم
با ناهید خانم در مورد صدور کارت و پوستر صحبت کردیم برای مطب شکوفه خانم
جمعه 10 اسفند
همسرم با شکوفه خانم استخر رفتند. من نرفتم و در منزل موندم .
من هم فیلم آموزشی پاورپوینت ضبط کردم و در آپارات و گروه گزاشتم .
شام رفتیم منزل علی آقا و قرمه سبزی میل کردیم .قرمه سبزی با گوشت دنده بود و سبزی آماده که خریداری شده بود .
شنبه 11 اسفند
پرداخت فاکتور میهن وب هاست و تایید دامنه 53000
خرید واترپمپ پارسیان از شرکت گوهر قطعه 780 و شیلنگ پایین رادیاتور 230
جهان یدک - رخشان فر - 0283359567
ساعت 9:45 مکانیکی حمیدآقا رفتم و ماشین را گذاشتم اونجا تا واترپمپ را عوض کنه .
خرید لوبیا چیتی 240 و عدس 130 و خرما 100 از بازار
موتور را گذاشتم منزل پدرم و با تاکسی رفتم مکانیکی و 950 دستمزد شد و پرداختم .
خرید پرتغال تامسون درهم کیلویی 45 برای خودم و پدرم
خرید بادام با پوست و پسته 850 از به بن - 02833672885
یکشنبه 12 اسفند
سرمای منفی 6 درجه و شروع به کار
اولین روز ماه مبارک رمضان . سحر مرغ میل کردیم .
نصب برنامه spss27 نسخه 64 بیتی در 411 - بعد از نصب باید فایل کرک را در مسیر نصب کپی گردد .
تبلیغات : تزریقات ، نسخه پیچی دارو 028333374127
دوشنبه 13 اسفند
روز دوم ماه مبارک رمضان و سحر مرغ میل کردیم .
صبح هوا سرد بود و 7 درجه زیر صفر . کمی دیرتر رفتم
تفسیر سوره حشر
نصب برنامه اس پی اس اس در سایت با دانشجو روانشناسی
تماشای فوتبال استقلال و النصر - مساوی بود صفر بر صفر
سه شنبه 14 اسفند
روز سوم ماه مبارک رمضان ، سحری کتلت میل کردیم .
هوا بهتر از دیروز بود .
تفسیر سوره زمر
شام منزل علی آقا رفتیم و ماهس سرخش شده میل کردیم
چهار شنبه 15اسفند
خرید خیار 40 و گوجه 35 و سیب زمینی 45 ، نارنج 30 از چهارشنبه بازار
رفتم فلکه دوم کوثر و ماهی خریدم و بردیم منزل علی آقا و فیله کرد برامون و میل کردیم .
پنج شنبه 16اسفند
مراسم تکریم زینالی و معارفه ورسه ای
جشن تولد رادمهر - ساعت 8.30 رفتیم با پدرم و 500 کادو دادیم . پدرم 400 دادند . شام قیمه بادمجان بود و سمیه خانم و محمد حسین و آقا رضا هم بودند . ساعا 24 اومدیم منزل .
جمعه 17 اسفند
کوه نوردی رفتم و هوا خوب بود و آفتابی بود .
شام منزل علی آقا بودیم و بال مرغ گریل شده میل کردیم . بال در دستگاه سایا به مدت 70 دقیقه پخته شد . تعداد 30 عدد بال در سینی جا شد و من هم 5 عدد میل کردم .اول بال ها را در آب می جوشانیم و سپس بال ها را در سینی می چینیم .
شنبه 18اسفند
سایت آزمون دانشگاه توانمندیار است .سامانه ای است برای آزمون کارکنان و مشابه وادانا هست فقط اسم دامنه آن تغییر کرده است .
https://tavanmandyar.ec.iau.ir/login/index.php
بانک مهر رفتم و خانم حکیمی ، همراه بانک را برایم نصب کرد و نام کاربری فعال کرد . گفت وام بعد از عید پرداخت میشه و امتیاز وام تا سه سال لحاظ میشه و وام فجر هم اومده بود اما من وام امتیازی می خواستم .
شنبه بازار رفتم و پرتقال 45 ، سیب 40 ، سبز خوردن 70 ، قارچ 90 ، بادمجان 50 خریدم .
آژانس قاصدک رفتیم با همسرم و قیمت تور گرفتیم . سه شب حدود 12 میلیون و 6 شب حدود 18 میلیون . قطار را گفت در وان پشت دریاچه نگه میداره و باید لنج بگیریم و کرایه بدیم و اتلاف وقت داره .
سود بانکی پدرم و پرتقال را تحویل دادم .
بارش باران بسیار خوب داشتیم .
شام منزل علی آقا رفتیم و آبگوشت میل کردیم من هم دو عدد نان گرفتم .
یک شنبه 19 اسفند
بارش باران در عصر و شب
کیس کامپیوتری داشتم برای 209 که ویندوز نصب شده بود اما نه پی دی اف نصب میشد نه آفیس . خلاصه هارد را عوض کردم و هارد اس اس دی 120 گذاشتم . ویندوز زودتر نصب شد اما فرآیند بوت طولانی بود . خلاصه آفیس و برنامه ها نصب شد .
از استاد پاکزاد یادگرفتم که مدیریت انرژی در انسان مهم هست . کارهای ذهنی ، فیزیکی از ما انرژی می گیره و بهتره که کارها را نظم بدیم . جلسات کاری در یک روز باشه ، ذهنی در یک روز دیگر و آخر هفته هم با دوستان تفریح و گردش باشه .
دو شنبه 20 اسفند
پرداخت قسط موبایل از طریق کارت به کارت مجید آقا
شام ماکارونی میل کردیم و تماشای ستایش
سه شنبه 21 اسفند